تبليغاتX
جزیره سرگردانی

جزیره سرگردانی

دوباره میشه عاشق شد ............تو باشی کار سختی نیست

اين روزها..

1- همچنان پنج شنبه شب ها حكايت فوتسال ما برقرار است و زانويي كه از درد متورم شده و ماهيچه اي به رنگ كبود ..اين درد هفتگي  و راه رفتن به زحمت به آن عيش دو ساعته به در..
2- نزديك به چهارماه شايد بيشتر هم مي شهكه هيچ كتابي نخوندم، كتاب خريدم ولي نه براي خوندن ...آخريش گتسبي بزرگ بود كه بيست صفحه نخونده ،هديه دادم به دوستي و ... يه كتاب درباره مهندسي ارزش هم كه بيشتر از 3ماه در انتظار خوانده شدن همين بغل تخت جا خوش كرده و خلاص
3- فك كنم عاقلانه ترين تصميمي كه توي اين 4ماه گرفتيم همين بود،روي اون همه خريت يه تبصره اي بايد مي زديم ...
4- عجب ليست مزخرفي از فيلمهاي جشنواره نصيبم شد ..اي روزگار
5- نمي دونم نمايش مشروطه بانو رو دوس داشتم فقط ! يا ازديدن اون همه  كف زدن ممتد وتشويق ملت براي بهزاد فراهاني
به وجد اومدم ،شنيدن اون همه پچ پچ زيرزيركي وقت اومدنش روي صحنه و حال اين روزهاش ... به هرحال خيلي وقت بود كه نرفته بودم تئاتر شهر و راضي برگردم..
6- همه اين پرت و پلاها برا نگفتن يه حقيقته كه كم كم داره خودش رو نشون مي ده ...

+ نوشته شده در  90/10/30ساعت   توسط حمید  | 

جشنواره سي ام

انصافا جشنواره پارسال ،جشنواره خوبي بود بسي لذت برديم از يخ زدن در صف  بليط گزارش يك جشن  ...
اما امسال حال سينما خيلي خراب تر ازين حرفهاست و ...
پيش فروش بليط جشنواره
اگه عمري بود و تهران بودم و ماموريتي نبود كه از همين الان برنامه روز پونزدهم زاهدان اوكي شده ،شايد بشه  بعضي از اين فيلمها رو ببينم :
۱-آمین خواهیم گفت- سامان سالور 
۲-برف روی کاج ها- پیمان معادی
۳- بوسیدن روی ماه- همایون اسعدیان 
۴- بیداری - فرزاد موتمن
۵- پل چوبی- مهدی کرمپور
۶- پله آخر- علی مصفا 
۷-در انتظار معجزه- رسول صدرعاملی 
۸-
رضا هرگز نمی خوابد- رضا عطاران 
۹- گشت ارشاد- سعید سهیلی 
«ضد گلوله» (مصطفی کیایی) و «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی)  هم كه مهدي هاشمي داره و «من و زیبا» (فریدون حسن‌پور) و «خرس» (خسرو معصومی)  هم پرويز پرستوئي ،رضا كيانيان هم كه با «آزمایشگاه» (حمید امجد) و «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد» مياد !
و صدالبته نارنجی پوش داریوش مهرجویی و بی خود و بی جهت  عبدالرضا کاهانی... كلاه قرمزي و بچه ننه رو هم كه هنوز ...كاش همه چيز مثل ...
پ.ن: و هزار البته جشنواره اي كه حاتمي كيا نداشته باشه به درد ...

+ نوشته شده در  90/10/26ساعت   توسط حمید  | 

هوشیاری است مگو سهو شده

راه دور تهران آیا همیشه از ترانه و آواز ما تهی خواهد ماند؟
حوصله کن "ری را" خواهیم رفت!
اما خاطرت باشد همیشه این تویی که می روی، همیشه این منم که می مانم!
                                                                                 سیدعلی صالحی

+ نوشته شده در  90/10/24ساعت   توسط حمید  | 

جوانی کجایی ..

۱- هتوز یک دقیقه هم  ازشروع بازی نگذشته که با توپ اول ...
یک هفته ست که وقتی میخوام سوار ماشین بشم پای راستم رو با دستم بلند می کنم و میزارم توی ماشین ...
۲- از بس نوشتم میرم زاهدان دعوا ، اين دفعه راست راستكي يه دعواي حسابي راه افتاد...
۳- دزدآب اسم قديم زاهدان بود كه من فكر مي كردم ياهو خنگه و نمي دونه كه زاهدان كجاست و  اگر نمي دونستين حالا بدونين! و ايضا در راستاي پست قبلي تصور كنين قيافه من رو وقتي كه : دماي شهر زاهدان هم اينك منفي پنج درجه سليسيوس مي باشد ..
۴- بعد ۵ ساعت تاخير توي فرودگاه اهواز ،وقتي ساعت يك شب سوار هواپيماي ايران اير ميشيم يه آبميوه يخ زده و يه چيز يخ زده ديگه كه هنوز نتونستم اسمي براش پيدا كنم به عنوان شام ميزارن روي ميز ..  زنگ مهماندار رو فشار مي دم و به مهماندار ميگم اگه ممكنه ميخوام با سرمهماندار پرواز صحبت كنم...
خيلي با احتياط به خانم سرمهماندار ميگم اگه امكان داره شما خودتون يه لقمه از اين غذاي يخ زده بخورين!! كه يهو صداش رو مي بره بالا كه همينه كه هست و اگه اعتراضي داري ميتونين فرم پر كني و ..
الان دوهفته ميشه كه فرم پر كردم و حضوري بردم دادم به ترافيك ايران اير و قرار شد خبر بدن ، ولي تنها نتيجه اش اين شد كه وقتي پريشب از كرمان برمي گشتم همون آبميوه و غذاي يخ زده رو هم به دليل بدي آب و هوا ندادن !!
۵- تموم شهر خوابيدن ...
۶-شرط عشقست که از دوست شکایت نکنند... ...
...
...
پ.ن : سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم!
+ نوشته شده در  90/10/23ساعت   توسط حمید  | 

۶صبح شنبه  با بچه های تیم ملی می رویم زاهدان دعوا
پ.ن: هواشناسی یاهو از بلاگفا  هم خرتر می باشد...بالاخره ما نفهمیدیم چه جوری زاهدان توی استان فارس می تونه باشه و مرکز سیستان بلوچستان ... ۲۲ درجه یعنی لباس گرم تعطیل دیگه ؟
+ نوشته شده در  90/10/01ساعت   توسط حمید  | 

کاه سرگشته را کهربا می کشد

من نه خود می روم، او مرا می کشد
کاه سرگشته را کهربا می کشد

چون گریبان ز چنگش رها می کنم
دامنم را به قهر از قفا می کشد

دست و پا می زنم می رباید سرم
سر رها می کنم دست و پا می کشد

گفتم این عشق اگر واگذارد مرا
گفت اگر واگذارم وفا می کشد

گفتم این گوش تو خفته زیر زبان
حرف ناگفته را از خفا می کشد

گفت از آن پیش تر این مشام نهان
بوی اندیشه را در هوا می کشد

لذت نان شدن زیر دندان او
گندمم را سوی آسیا می کشد

سایه ی او شدم چون گریزم ازو ؟
در پی اش می روم تا کجا می کشد
پ.ن : ديشب نزديكاي 2 بودكه نمي دونم عليرضا قرباني خسته شد از خوندن صدباره اين آهنگ يا باتري لپ تاپم تموم شد و ... 

+ نوشته شده در  90/09/27ساعت   توسط حمید  | 

ای بر در سرایت غوغای عشقبازان...

تو فارغی و عشقت بازیچه می نماید
تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی...

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت   توسط حمید  | 

IT

نرم افزار درخواست ماموريت و مرخصي شركت روي گوگل كروم باز نميشه و حتمن اينترنت اكسپلولر ميخواد. من خنگ هم كه شونصد بار با كروم سعي كردم بازش كنم و مجبور ميشم يه ايميل بزنم کّه بياين كامپيوتر منو درست كنين و همين شروع يه دردسر  ميشه ...
سيمين با  تعجب مي پرسه اين گوگل كروم رو چه جوري نصب كردي رو كامپيوترت؟ اصلن چرا يو اس بي هاي كامپيوترت بازه ...
چنان دادي مي زنم سرش كه خودم هم خجالت مي كشم چندثانيه بعد ...
نتيجه اش ميشه يه ضدحال بزرگتر ...آقاي رئيس به پشتيباني از من وارد قضيه ميشه و مي گه شما كاري رو كه ازت خواستن بكن و چند دقيقع بعد رئيس اونا هم به پشتيباني از كارشناسش وارد قضيه ميشه و جنگ تمام عياري بين سيويل و آي تي شكل مي گيره ...
نتيجه اش اين ميشه كه اينترنتم رو برا حال گيري هم كه شده چندساعتي قطع مي كنن و الان همه دسترسي به نت دارن جز من !

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت   توسط حمید  | 

که غم با یار گفتن غم نباشد

تو را نادیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد 

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد 

عجب گر در چمن برپای خیزی

که سرو راست پیشت خم نباشد 

مبادا در جهان دلتنگ رویی

که رویت بیند و خرم نباشد 

من اول روز دانستم که این عهد

که با من بسته ای محکم نباشد 

ندانستم که هرگز سازگاری

پری را با بنی آدم نباشد 

مکن یارا دلم مجروح مگذار

که هیچم در جهان مرهم نباشد 

بیا تا جان شیرین در تو ریزم

که بخل و دوستی با هم نباشد 

نخواهم بی تو یک دم زندگانی

که طیب عیش بی همدم نباشد 

نظر گویند سعدی با که داری

که غم با یار گفتن غم نباشد 

حدیث دوست با دشمن نگویم

که هرگز مدعی محرم نباشد

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت   توسط حمید  | 

اب و ال فضل

خوش باش که عاشقی همین است
کفاره لمس آب همین است ...
+ نوشته شده در  90/09/14ساعت   توسط حمید  |