تبليغاتX
جزیره سرگردانی -

جزیره سرگردانی

بعد از تو باز عاشقی و باز ... آه! نه!! این قصه اینجا به نام تو تمام شد

1-
معلم نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
ماهیان برا شناکردن
نیازی به آموزش ندارند
پرندگان نیز
برای پرواز...
به تنهایی شنا کن
به تنهایی بال بگشا
عشق کتابی ندارد
عاشقان بزرگ جهان
خواندن نمی دانستند

نزار قبانی خوندنم گل کرده سر سفره سحر ... اسلام التقاطی که آقایان می گویند همین است دیگر ... چقدر دلم برای این شب ها تنگ شده بود و برا بارون ... برا شبهایی که با لا ابکی خوندن های دعای ابوحمزه و ...
2- هواپیما بالا و بالاتر می رود
و من عاشق تر می شوم
نجربه ای نو
عشق یک زن
در سی هزار پایی!
حالا چیزکی از عرفان می فهمم!

از ته دل امیدوارم به پرواز ساعت یک بعداز ظهر برسم و گرنه با این وضعیت خدا می دوته که چند ساعت باید اوی فرودگاه منتظر بشینم تا یه بنده خدایی از عاشق شدن در سی هزار پایی و عرفان! منصرف بشه و جاش رو به من بده

3- در تعطیلات به سر می بریم تا اطلاع ثانوی!

+ نوشته شده در  88/06/01ساعت   توسط حمید  |